دهکده عشق
ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج


در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام

در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام

کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست

کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام

مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام

در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام

در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق

فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام

فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل

وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام

خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود

من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام

سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام.

 


دوستای خوبم یلداتون

پیشاپیش مبارک

 


امیرحسین عمرانی از مدرسه شعید شعبانی کنگان

کلاس دوم


تلاش جناب رمضان اشکیان منفرد در دهکده عشق

در حال احیای باغ لیموترش.

 


تعداد صفحات : 4
[Blog_Page]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران